قالب پرشين بلاگdownload

آموزش
نويسندگان
رضا ده شیخ زاده

مثل اینکه قضیه کمبود آب فقط در کشور ما وجود نداره و اون ور آبی ها هم با این معضل دست و پنجه نرم می کنند. حالا چه به این دلیل و چه به دلیل فکر و خلاقیت بالاشون، بازهم شیر آب هوشمندی طراحی کردند که مقدار خروجی آب رو تعیین می کنه ضمن اینکه مستقیم با مقدار آب بر اساس لیتر کار می کنه.

روی این شیر آب ، ۴ دکمه قرار داره : ۱۰۰ml ، ۵۰۰ml و ۱L که برای تنظیم مقدار آب خروجی است و یک دکمه دیگه که آب رو به صورت عادی به بیرون هدایت می کنه. اعداد بالا مقدار آب خروجی در واحد لیتر هستند. برای مثال ۱۰۰ml یعنی فقط به میزان ۱۰۰ میلی لیتر آب خارج شود. این مزیت برای آشپزی و پر کردن ظروف آشپزی در نظر گرفته شده که هم در مصرف آب و هم در زمان شما صرفه جویی می کنه.


ادامه مطلب

 
 
[ یک شنبه 19 آذر 1391  ] [ 10:07 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

ایده طراحی خانه هوشمند و اتصال تمام لوازم برقی منزل به اینترنت از طریق بورد Electric Imp امکانپذیر شد.

در خانه‌های آینده یخچال هم می‌تواند محتویات و یا اتمام شیر و کره را از طریق سیستم Wi-Fi‌ به صاحبش اعلام کند؛ لامپ می‌تواند همزمان با غروب خورشید و بدون نیاز به تنظیمات مخصوص روشن شود، سیستم گلخانه بطور خودکار و در زمان خشک شدن خاک به گیاهان آب بدهد.

پیش از این نیز محققان IBM‌ نمونه اولیه‌ای از دستگاه Mote Runner را طراحی کرده بودند که می‌توانست هر سیستم سخت افزاری را با حسگرهای بی‌سیم به اینترنت متصل کند.

اما با نصب صفحه مدار Electric Imp هر دستگاهی بدون نیاز به سیستم‌های سخت افزاری یا نرم‌افزاری به اینترنت متصل می‌شود.

برنامه این نرم‌افزار بسیار ساده است و از گرافیگ drag-and-drop برای تنظیم دستورات استفاده می‌کند، اما کاربران نیز براحتی می‌توانند آن را برنامه‌ریزی و دستورات جدید اضافه کنند

یک مدل از این صفحه مدار (Hannah Board) شامل دو کلید فشاری، حسگر نور RGB، حسگر دما، شتاب سنج سه محور و دو خروجی است.

قیمت کارت گرافیکی ۲۵ دلار و صفحه مدار بین ۱۰ تا ۲۵ دلار اعلام شده است. این محصول تا ماه آینده میلادی به بازار عرضه خواهد شد.

 


ادامه مطلب

 
 
[ یک شنبه 19 آذر 1391  ] [ 10:05 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود :

 


ادامه مطلب

 
 
[ یک شنبه 19 آذر 1391  ] [ 06:18 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

زن و شوهری در طول 60 سال زندگی مشترک، همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در طول این سالیان طولانی آنها راجع به همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از هم پنهان نمی کردند. تنها چیزی که مانند راز مانده بود،

جعبه کفش بالای کمد بود که پیرزن از شوهرش خواسته بود هیچگاه راجع به آن سوال نکند و تا دم مرگ داخل آن را نبیند. روزی حال پیرزن بد شد و مشخص شد که نفس های آخر عمرش است. پیرمرد از او اجازه گرفت و در جعبه کفش را گشود. از چیزی که در داخل آن دید شگفت زده شد! دو عروسک و شصت هزار دلار پول نقد!
با تعجب راجع به عروسک ها و پول ها از همسرش پرسید. پیرزن لبخندی زد و گفت: 60 سال پیش وقتی با تو ازدواج می کردم، مادرم نصیحتم کرد و گفت: خویشتندار باش و هرگاه شوهرت تو را عصبانی کرد چیزی نگو و فقط یک عروسک درست کن! پیرمرد لبخندی زد و گفت: خوشحالم که در طول این 60 سال زندگی مشترک تو فقط دو عروسک درست کرده ای!
 پیرزن خنده تلخی کرد و گفت: هیچ می دانی این پول ها از کجا آمده است؟ پیرمرد کنجکاوانه جواب داد: نه نمی دانم. از کجا؟ پیرزن نگاهش را به چشمان پیرمرد دوخت و گفت: از فروش عروسک هایی که طی این مدت درست کرده ام!!!
 
http://www.amoozak.com/

 


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 11:19 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .
مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است . به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند ....

پسرک گریان ، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .
پسرک گفت :
" اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند . هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم ، کسی توجه نکرد . برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم . "
" برای اینکه شما را متوقف کتم ، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم "

مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت ... برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ....
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند ....
اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 11:14 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:
« کدام لاستیک پنچر شده بود؟»

http://www.amoozak.com/


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 11:12 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
پسرنوجوان وارد فروشگاه شد. به سمت باجه تلفن رفت و روی پنجه های پا بلند شد تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد. فروشنده حرکات او را زیر چشمی می پایید و حرف هایش را می شنید.
- « سلام خانم، می‌تونم خواهش کنم چمن‌های جلوی خونه تون رو واسه کوتاه کردن به من بسپارید؟»

ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 11:08 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت . بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت . پرسش این بود : شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید . از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می ‌گذرید . سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند ، یک پیرزن که در حال مرگ  است . یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است . یک خانم یا آقا که در رویا هایتان خیال ازدواج با او را دارید . شما می‌ توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار  کنید . کدام را انتخاب خواهید کرد ؟ دلیل خود را شرح دهید .  پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید! قاعدتاً این آزمون نمی ‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد : پیرزن در حال مرگ است ، شما باید ابتدا او را نجات دهید . هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد . شما باید پزشک را سوار کنید ، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید . اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید . شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید ، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید . از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند ، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد . او نوشته بود : سوئیچ ماشین را به پزشک می ‌دهم تا پیرزن را  به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویا هایم منتظر اتوبوس می‌ مانیم .


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 11:05 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
تنها بازمانده‌ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد.
روزها افق را به دنبال یافتن کمک از نظر مي گذراند اما كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از باد و باران محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.
روزي كه پس از پرسه روزانه و جستجوي غذا در حال برگشتن به كلبه بود با دیدن دود غلیظی که از آنجا بلند می شد با شتاب خود را به کلبه رساند و آنجا را در حال سوختن دید. همه چيز از دست رفته بود. در جا خشكش زد. از شدت خشم و اندوه فرياد زد:«خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟»
صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. خود را به سرعت به ساحل رساند و وقتی با ملوانان روبرو شد پرسيد: «شما ها از كجا فهميديد من اينجا هستم؟» ملوانان با تعجب جواب دادند: « خوب ما متوجه علايمي دودی که می فرستادی شديم!»

 


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 11:02 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:
«لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.»
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:
«یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»
زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم درپی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 10:59 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید…

که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟
مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی …
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید …
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم!؟


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 18 آذر 1391  ] [ 10:49 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
زنی در فرودگاه
یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.

او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند .وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.» ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟» مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست! او حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد … یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد…

در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.

ادامه مطلب

 
 
[ پنج شنبه 16 آذر 1391  ] [ 12:23 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 1

دیسک‌های سخت (HDD) همچون آب و هوا در اروپا می‌مانند، هرگز نمی‌توان به آنها اعتماد کرد! هر آن این امکان وجود دارد که با بروز مشکل فنی، دیگر قادر نباشیم به محتویات با ارزش آنها دسترسی داشته باشیم. برای همین راه‌حل‌هایی وجود دارند تا از بروز چنین فجایع دیجیتالی اجتناب کرده و با بررسی مداوم و اطمینان از سلامت دیسک سخت، از فقدان ناگهانی اطلاعاتمان پیشگیری کنیم.

ودر ادامه


ادامه مطلب

 
 
[ چهارشنبه 15 آذر 1391  ] [ 12:02 ق.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
۴۰ راهکار برای درمان رایانه بیمار بدون نیاز به پزشک متخصص!

اگر بتوانید پورت USB را بر روی رایانه رومیزی‌تان تشخیص دهید احتمالاً دوستان و آشنایان شما را مهندس خطاب می‌کنند و باور دارند که شما همان خوره رایانه‌ای هستید که همیشه خدا در انواع و اقسام فیلم‌های‌هالیوودی دیده‌اند! خب اگر می‌خواهید این ذهنیت آنها را از بین نبرید بهتر است این مقاله بلند بالای ما را تا به انتها بخوانید تا به یک آچار فرانسه همه فن حریف دنیای کامپیوترها بدل گردید!

با ما در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 11:53 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

 

ویژگی مخفی ویندوز ۸

تعمیر و نگه‌داری خودکار

سفارشی‌سازی نرم‌افزارها در نوار جستجو

فعال کردن قالب مخفی Areo Lite

فعال کردن انیمیشن‌های مخفی صفحه اصلی

سفارشی سازی آیکون‌ها در ویندوز اکسپلور

و...

در ادامه مطلب توضیحات کامل


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 11:04 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
سریع‌ترین روش برای بستن اپلیکیشن‌های در حال اجرا در ویندوز

روش‌های متنوعی برای بستن‌ نرم‌افزارهای در حال اجرا و خاموش‌ نمودن رایانه وجود دارد. به کمک بعضی از این روش‌ها، انجام این کار بسیار به سرعت و تنها به کمک تعداد انگشت‌شماری از کلیدها انجام می‌شود. برای مثال به کمک این راهکارها می‌توانید تمام اپلیکیشن‌های فعال رایانه خود را در عرض چند ثانیه بسته و تنها به کمک سه کلید آن را خاموش کنید. برای آشنایی با این روش‌ها با این مقاله در ادامه مطلب  را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 11:00 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
بررسی وضعیت باتری لپ‌تاپ در OS X

همه باتری‌ها به مرور زمان ضعیف شده و در پایان می‌میرند. اما دقت در استفاده از دستگاه‌ و مراقبت از آن باعث می‌شود، عمر باتری بیشتر شود. لپ‌تاپ‌های اپل که میزبان سیستم‌عامل OS X هستند، به این مسأله توجه نموده و به کاربران کمک می‌کنند تا وضعیت باتری دستگاه‌ خود را بهتر و دقیق‌تر کنترل کنند.

با ما در ادامه مطلب همراه باشید


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 10:44 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
HDD

HDD

کسانی که در سواحل شرقی ایالات متحده زندگی می‌کنند – همان جایی که طوفان سندی هجوم برد و خرابی‌های زیادی به بار آورد – شاید خیلی چیزها از دست داده باشند که دیگر توان بازیابی آنها را نداشته باشد اما حداقل می‌توانند از این مسئله خوشحال باشند که می‌توانند اطلاعات هارد کامپیوتر خود را باز گردانند. اگر به هر دلیلی دیسک‌سخت یا گجت شما خیس شده است پیش از هر اقدامی خواندن مقاله را ادامه دهید.

 


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 10:41 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

کامپیوترها برای سهولت و سرعت بخشیدن به زندگی انسان‌ها بوجود آمده‌اند، اما بعضی وقت‌ها آنقدر مشکلات بزرگی برای این وسایل آرامش‌ساز بوجود می‌آیند که فلسفه وجودیشان کاملاً زیر سوال می‌رود. وقتی کامپیوتر کند عمل می‌کند، بیشتر توصیه می‌شود که روی آن آنتی ویروس نصب کنید یا رم آن را ارتقاء دهید و یا حتی ویندوز را دوباره نصب کنید. اما شما دقیقاً از دلیل این کندی خبر ندارید. مطالبی که در زیر می‌آید هم تصورات و فرضیه‌های غلط عامه کاربران در مورد علت عملکرد کند کامپیوتر را بازگو می‌کند و هم راه حل‌هایی برای بهبود و رفع این مشکل ارائه می‌کند. شما را به مطالعه این موارد دعوت می‌کنیم.


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 10:38 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0
چطور مجموعه‌ای از برنامه‌ها، پوشه‌ها، فایل‌ها و وب‌سایت‌ها را به طور خودکار اجرا کنیم؟

معمولا بسیاری از ما زمانیکه رایانه‌مان را روشن می‌کنیم، دست به اقدامات تکراری هر روزه‌ای می‌زنیم؛ که شامل بازکردن پوشه‌های تکراری، انواع فایل‌ها، برنامه‌ها و حتی وب سایت‌هایی است که می‌توان از این پس بدون فوت وقت به آنها رسید. برای این منظور می‌توان از فایل‌های دسته‌ای یا Batch بهره گرفت که مجموعه‌ای از دستورات را شامل شده و با یک دابل کلیک می‌توان تمامی این موارد را به اجرا درآورد. اگر یک کاربر عادی رایانه هستید و تمایلی به کار با فایل‌های دسته‌ای ندارید، با ما همراه باشید تا با معرفی برنامه‌ی Auto Starter شما را در نیل به این مهم راهنما باشیم.

 


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 10:36 ب.ظ ] [ رضا ده شیخ زاده ]
نظرات 0

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
آمار سايت
کل بازديد : 9386 نفر

كل مطالب : 20 عدد

كل نظرات : 1 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
سه شنبه 14 آذر 1391 


آخرين بروز رساني : یک شنبه 19 آذر 1391